🔴استفان رابینز در کتاب خود به نام «۵۳ اصل مدیریت انسانها» مینویسد:
یکی از ویژگیهای رهبران خوب این است که تمام سخنانشان در یک چارچوب مشخص و قابل پیشبینی قرار میگیرد
🟢برای مثال، وقتی تمام سخنرانیهای مارتین لوترکینگ را بررسی میکنید، متوجه میشوید که حرفهای او در قالب این موضوع قرار میگیرند: «من یک رویا دارم: کشوری بدون تعصبات نژادی».
🔵رهبران حرفهای برای چارچوب دادن به سخنانشان از این چهار روش کمک میگیرند:
🟫استعاره و تشبیه
در این شیوه، باید موضوع مدنظرمان را به یک موضوع ساده و قابل درک برای همه مرتبط کنیم. مثلاً میتوانیم تمام سخنرانیها، نظرات و ایدههایمان را روی این مفهوم متمرکز کنیم: «شرکت ما باید مثل ساعت کار کند».
🟧واژههای خاص
در این شیوه، یک واژۀ مشخص را به فرهنگ سازمانی شرکتمان اضافه میکنیم و از کارمندانمان میخواهیم صرفاً مرتب به آن واژه فکر کنند. مثلاً در مایکروسافت «کارمند آبی» نشاندهندۀ کارمندی است که ایدههای خوبی ارائه میکند. در نتیجه، مدیران مایکروسافت مرتب به کارمندانشان تاکید میکنند که باید به یک «کارمند آبی» تبدیل شوید.
🟨برهان خلف
در این شیوه، به همکارانمان توصیه میکنیم همیشه به خلاف یک موضوع یا رفتار دقت کنند. برای مثال، مدیر یک شرکت نرمافزاری کوچک برای افزایش دقت کارمندان به موضوع کاهش هزینهها از این برهان خلف استفاده میکند: «ما مایکروسافت نیستیم».
🟪داستانسرایی
وقتی موضوع مدنظرمان در قالب استعاره، واژه یا برهان خلف نمیگنجد، از یک داستان استفاده میکنیم. برای مثال، مدیران ارشد شرکت 3M برای تشویق کارمندانشان به خلاقیت مستمر، همیشه داستان طراحی و عرضۀ کاغذهای یادداشت برچسبدار (با برند Post-It) را برای کارمندانشان تعریف میکنند.
---------
برچسبها: ایمان خسروی





