ایمان خسروی

در این وبلاگ به بعضی از فعالیتهای سیاسی،فرهنگی وکاری ایمان خسروی پرداخته میشود.شماره تماس09128533532

شرکت های موفق چگونه تنبیه می کنند!

ایمان خسروی
ایمان خسروی در این وبلاگ به بعضی از فعالیتهای سیاسی،فرهنگی وکاری ایمان خسروی پرداخته میشود.شماره تماس09128533532

شرکت های موفق چگونه تنبیه می کنند!

■در دنیای پیچیده سازمان‌های امروز، مسئله تنبیه و انضباط نه به‌عنوان ابزاری برای ترساندن کارکنان، بلکه به‌عنوان سازوکاری برای حفظ عدالت، یادگیری و مسئولیت‌پذیری مطرح است. در طول تاریخ مدیریت، از دوران تیلوریسم تا دوران سازمان‌های خودگردان، نگاه به «تنبیه» دگرگون شده است. اگر زمانی هدف از تنبیه فقط بازدارندگی بود، امروزه هدف اصلی آن یادگیری از خطا و بازسازی اعتماد سازمانی است. درک درست این تحول نیازمند توجه به مبانی روان‌شناختی رفتار انسان و یافته‌های علمی جدید درباره انگیزش، عدالت و یادگیری اجتماعی است.

□از دیدگاه روان‌شناسی یادگیری، نخستین نظریه‌ای که مفهوم تنبیه را توضیح داد، نظریه شرطی‌سازی عامل اسکینر بود. بر اساس این نظریه، تنبیه هر رفتاری را که پیامد ناخوشایند داشته باشد کاهش می‌دهد. اما پژوهش‌های بعدی نشان دادند که در محیط‌های انسانی، واکنش افراد به تنبیه پیچیده‌تر از مدل حیوانی است. وقتی فرد احساس کند که تنبیه ناعادلانه، تحقیرآمیز یا غیرقابل‌پیش‌بینی است، سیستم دفاعی مغز فعال می‌شود و به‌جای یادگیری، فرد دچار انکار، خشم یا رفتارهای انتقام‌جویانه می‌گردد. پژوهش‌های نوروساینس در سال‌های اخیر نشان داده‌اند که احساس بی‌عدالتی موجب فعال شدن ناحیه آمیگدالا و کاهش عملکرد قشر پیش‌پیشانی می‌شود؛ ناحیه‌ای که مسئول تصمیم‌گیری منطقی و یادگیری از اشتباه است. بنابراین، حتی اگر تنبیه منطقی به‌نظر برسد، اگر فرد احساس بی‌عدالتی کند، مغز او مسیر یادگیری را می‌بندد.

●در روان‌شناسی سازمانی مدرن، نظریه عدالت سازمانی به‌ویژه در ابعاد عدالت رویه‌ای و تعاملی، مهم‌ترین چارچوب نظری در تحلیل واکنش کارکنان به تنبیه است. عدالت رویه‌ای به نحوه تصمیم‌گیری و شفافیت فرآیندها اشاره دارد؛ عدالت تعاملی به کیفیت رفتار مدیران در برخورد با افراد در هنگام تنبیه. تحقیقات گسترده بین سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ در دانشگاه‌های منچستر، سئول و تورنتو نشان داده‌اند که وقتی فرآیند تنبیه شفاف و محترمانه باشد، حتی اگر نتیجه سخت‌گیرانه باشد، کارکنان آن را منصفانه تلقی می‌کنند و احتمال تکرار خطا کاهش می‌یابد. اما اگر فرد احساس کند که تصمیم بر اساس سلیقه یا تبعیض اتخاذ شده، اثر بازدارندگی از بین می‌رود.

○در نظریه انگیزش خودتعیین‌گری دسی و رایان، انسان‌ها سه نیاز بنیادین دارند: خودمختاری، شایستگی و ارتباط. هر نوع تنبیهی که این نیازها را به خطر اندازد (مثلاً تحقیر در جمع یا محروم‌سازی از ابراز نظر)، به مقاومت درونی و گریز از مسئولیت منجر می‌شود. از سوی دیگر، تنبیهی که به فرد امکان اصلاح و یادگیری بدهد، می‌تواند حتی انگیزش درونی را تقویت کند. بر اساس پژوهش‌های ۲۰۲۲ در مجله Motivation Science، کارکنانی که پس از خطا در فرآیند گفت‌وگوی باز و یادگیرنده با مدیرشان شرکت کرده‌اند، احساس تعلق و مسئولیت بیشتری نسبت به سازمان پیدا کرده‌اند. این یافته‌ها اساس تحول بزرگ در نگاه به تنبیه سازمانی است؛ یعنی از مجازات به یادگیری.

■در کنار مبانی نظری، واقعیت‌های سازمانی نشان داده که اجرای تنبیه به شیوه سنتی نه‌تنها مشکل را حل نمی‌کند بلکه روابط را مسموم می‌کند. یکی از پژوهش‌های جهانی موسسه CIPD بریتانیا در سال ۲۰۲۳ نشان داد که بیش از ۶۰ درصد کارکنان، اصلی‌ترین عامل بی‌اعتمادی به مدیریت را «بی‌عدالتی در برخورد با خطا» عنوان کرده‌اند. همین یافته باعث شده بسیاری از سازمان‌های پیشرو، به دنبال طراحی سیستم‌های خلاقانه و انسانی‌تر برای اصلاح رفتار باشند.

□نمونه بارز چنین سازمانی شرکت TWININGS O&M در نیوزیلند است؛ شرکتی کوچک در حوزه تولید نوشیدنی‌های گیاهی که حدود ۸۰۰ کارمند دارد. این شرکت پس از تجربه چند مورد خطای انسانی در خطوط تولید، به‌جای جریمه یا اخراج، سیستمی به نام «چرخه اصلاح» طراحی کرد. در این سیستم، هر خطا ابتدا به‌صورت ناشناس ثبت می‌شود، سپس تیمی شامل خود فرد، مدیر خط و یک نماینده منابع انسانی تشکیل جلسه می‌دهند تا علت اصلی خطا شناسایی شود. فرد متخلف در فرآیند اصلاح نقش فعال دارد و حتی پیشنهاد جبران ارائه می‌دهد. بر اساس گزارش سال ۲۰۲۴ این شرکت، نرخ تکرار خطاها در دو سال اخیر بیش از ۵۵ درصد کاهش یافته و سطح رضایت کارکنان ۲۷ درصد افزایش داشته است.

●در شرکت Aarsleff Rail در دانمارک، که در حوزه نگهداری زیرساخت‌های ریلی فعالیت دارد، سیستم تنبیهی خلاقانه‌ای وجود دارد به نام «یادگیری از حادثه». اگر کارمندی اشتباهی منجر به تأخیر یا خسارت جزئی ایجاد کند، او را مجبور به توضیح در جمع نمی‌کنند، بلکه تیمی از همکاران، بدون سرزنش، در قالب کارگاه کوتاهی، با او گفت‌وگو می‌کنند تا بفهمند چه عواملی محیطی یا سازمانی موجب آن خطا شده است. هدف این نیست که فرد را مقصر بدانند بلکه بفهمند کجای سیستم باید اصلاح شود.

نتیجه این رویکرد آن بوده که فرهنگ گزارش‌دهی خطاها در شرکت به‌شدت افزایش یافته و حوادث تکراری تقریباً حذف شده‌اند. این مدل در پژوهش منتشرشده در سال ۲۰۲۳ در Scandinavian Journal of Work Psychology به‌عنوان نمونه‌ای از «تنبیه یادگیرنده» معرفی شد.

○در حوزه فناوری نیز شرکت کمتر شناخته‌شده‌ای به نام MindTrace در هلند نمونه‌ای متفاوت از تنبیه خلاقانه را اجرا کرده است. مدیرعامل این شرکت پس از چند مورد تأخیر در تحویل پروژه‌ها، تصمیم گرفت رویکردی غیرتنبیهی اتخاذ کند. به‌جای توبیخ، برای هر تیمی که موعد تحویل را از دست می‌داد، جلسه‌ای با عنوان «بازآفرینی اعتماد» برگزار می‌شد. در این جلسات، اعضای تیم به‌صورت ساختاریافته در مورد عواملی که باعث تأخیر شدند صحبت می‌کردند و خودشان تعهد می‌دادند که چه اقداماتی انجام دهند تا اعتماد مشتری بازسازی شود. این جلسات با تسهیل‌گر بی‌طرف اداره می‌شد و نتیجه آن کاهش ۴۰ درصدی تأخیرها در یک سال بود. پژوهش‌های ۲۰۲۴ در مجله European Journal of Organizational Behavior این مدل را نمونه‌ای از «تنبیه بازسازی‌محور» معرفی کردند که به‌جای مجازات، بر تعهد و ترمیم تمرکز دارد.

■از نظر روان‌شناسی اجتماعی، چنین رویکردهایی به کاهش «واکنش روانی» کمک می‌کنند. بر اساس نظریه واکنش روانی (Brehm, 1966)، هرگاه آزادی فرد برای انتخاب رفتار محدود شود، او تمایل پیدا می‌کند آن رفتار را برای بازگرداندن حس کنترل تکرار کند. در تنبیه‌های سخت و کنترل‌گر، این پدیده باعث مقاومت پنهان و تکرار خطا می‌شود. اما وقتی سازمان به فرد فرصت می‌دهد در فرآیند اصلاح شریک شود، حس کنترل بازمی‌گردد و رفتار جدید پایدارتر می‌شود. یافته‌های پژوهش‌های ۲۰۲۳ در دانشگاه توکیو این فرض را تأیید کردند و نشان دادند کارکنانی که در تصمیم‌گیری درباره نحوه جبران خطا نقش دارند، سه برابر بیشتر از دیگران احتمال دارد رفتارشان را تغییر دهند.

□در شرکت LUSH Japan، معروف به تولید محصولات طبیعی بهداشتی، روشی با عنوان «تنبیه فرهنگی» اجرا می‌شود. در این روش، اگر کارمندی مرتکب اشتباه ارتباطی یا رفتاری شود (مثلاً رفتار غیرمحترمانه با مشتری)، به او فرصت داده می‌شود تا در قالب پروژه‌ای فرهنگی مشارکت کند؛ مثلاً در کارگاه آگاهی محیطی یا پروژه خیریه شرکت کند تا رفتار مطلوب را در زمینه‌ای دیگر تجربه و بازآفرینی کند. این روش نه‌تنها حس شرم را کاهش می‌دهد بلکه پیامد مثبت اجتماعی دارد و حس تعلق به ارزش‌های شرکت را افزایش می‌دهد. بررسی‌های داخلی در سال ۲۰۲۴ نشان داد که ۹۲ درصد کارکنان، این روش را منصفانه‌تر و مفیدتر از توبیخ رسمی می‌دانند.

□در آفریقای جنوبی، شرکت NamTech Energy که در حوزه تجهیزات انرژی خورشیدی فعالیت می‌کند، برای خطاهای غیرعمدی رویکرد «کمیسیون بازسازی» را اتخاذ کرده است. در این فرآیند، فرد متخلف در حضور مدیر و دو همکار داوطلب، خطای خود را توضیح می‌دهد و گروه مشترکاً تصمیم می‌گیرد چه جبرانی مناسب است. جبران می‌تواند شامل آموزش، اصلاح فرآیند، یا ارائه خدمات به واحد دیگر باشد. این ساختار از مفهوم عدالت ترمیمی در روان‌شناسی کیفری الهام گرفته است. بررسی‌های این شرکت در سال ۲۰۲۵ نشان داده که روابط کاری میان کارکنان پس از چنین جلساتی بهبود چشمگیری یافته و احساس اعتماد میان تیم‌ها افزایش یافته است.

●از نظر روان‌شناسی انگیزشی، موفقیت این سازمان‌ها درک عمیق از ماهیت انسان را نشان می‌دهد. انسان‌ها ذاتاً به دنبال حفظ شأن، یادگیری و رشد هستند. تنبیهی که این نیازها را در نظر نگیرد، رفتار را سرکوب می‌کند اما نگرش را اصلاح نمی‌کند. اما تنبیهی که با احترام، فرصت و بازخورد همراه باشد، می‌تواند به یادگیری و خودنظارتی منجر شود. این همان چیزی است که نظریه‌های نوین مانند «عدالت ترمیمی در محیط کار» (Workplace Restorative Justice) در سال‌های اخیر بر آن تأکید کرده‌اند. در این نظریه، هدف از واکنش سازمان به خطا نه اعمال قدرت بلکه بازگرداندن تعادل روانی و اخلاقی روابط کاری است.

○پژوهش‌های جدید در زمینه تنبیه در محیط‌های دیجیتال نیز قابل توجه است. با افزایش دورکاری، خطاها و تخلفات شکلی جدید یافته‌اند. شرکت RemoteBase در استونی نمونه‌ای است که در سال ۲۰۲۳ سیستمی دیجیتال برای بازخورد منفی طراحی کرد. هرگاه یکی از اعضا وظیفه‌ای را دیر انجام دهد، سیستم به‌طور خودکار بازخوردی محترمانه ولی واضح می‌فرستد که سه گزینه ارائه می‌دهد: «پذیرش و اصلاح»، «درخواست توضیح» یا «درخواست گفت‌وگو». داده‌ها نشان داده‌اند که ۸۵ درصد از کارکنان در ۲۴ ساعت اول گزینه گفت‌وگو را انتخاب می‌کنند و خطاها سریع‌تر حل می‌شوند. این مدل نمونه‌ای از تلفیق فناوری و روان‌شناسی در اصلاح رفتار است.

■رویکردهای جدید تنبیهی بر «یادگیری خطا» (Error Learning) تأکید دارند. بر اساس پژوهش‌های دانشگاه وین در سال ۲۰۲۵، سازمان‌هایی که خطا را فرصتی برای یادگیری تعریف می‌کنند، نه‌تنها عملکرد بهتری دارند بلکه میزان نوآوری آن‌ها نیز بیشتر است. در چنین سازمان‌هایی، سیستم تنبیه به‌جای حذف فرد خطاکار، او را به عامل اصلاح سیستم تبدیل می‌کند. این امر همسو با یافته‌های روان‌شناسی مثبت‌گراست که تأکید دارد تمرکز بر توانایی رشد و اصلاح، انگیزه درونی را جایگزین ترس می‌کند.

□در کنار جنبه‌های نظری، تجربه میدانی نشان داده است که تناسب، شفافیت و تداوم در اجرای سیستم تنبیه از هر عامل دیگری مهم‌تر است. سازمانی که امروز سخت‌گیر و فردا سهل‌گیر است، نه نظم را برقرار می‌کند و نه اعتماد می‌سازد. در مطالعه‌ای که در سال ۲۰۲۴ در کره جنوبی انجام شد، شرکت‌هایی که جدول تنبیهات مرحله‌به‌مرحله داشتند (از تذکر تا اقدامات اصلاحی جدی‌تر)، تا ۶۰ درصد کمتر با رفتارهای تکرارشونده مواجه شدند. همچنین، وجود حق اعتراض و امکان گفت‌وگوی باز، احساس عدالت را دو برابر افزایش داد.

□تنبیه مؤثر در سازمانهای امروز، دیگر به معنای ترساندن نیست، بلکه نوعی گفت‌وگوی اصلاحی است. وقتی افراد احساس کنند که هدف سازمان کمک به رشد آن‌هاست نه تحقیر، رفتارشان تغییر می‌کند. سازمان‌هایی که عدالت، شفافیت و فرصت یادگیری را در نظام انضباطی خود نهادینه کرده‌اند، سرمایه اجتماعی قوی‌تری دارند و وفاداری کارکنانشان بیشتر است.

بنابراین، تنبیه در سازمان اگر بر پایه احترام، گفت‌وگو و جبران طراحی شود، به‌جای ابزاری برای کنترل، به ابزاری برای رشد تبدیل می‌شود. این نگاه جدید، همان چیزی است که سازمان‌های موفق قرن بیست‌ویکم را از بوروکراسی‌های سنتی جدا می‌کند: درک اینکه انسان نه خطاکار ذاتی، بلکه یادگیرنده‌ای دائمی است که اگر فرصت و احترام داشته باشد، از هر خطا پلی برای تعالی می‌سازد.

----------


برچسب‌ها: ایمان خسروی

تاريخ : جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۴ | 0:2 | نویسنده : ایمان خسروی |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.