مدیریتهادر سطوح مختلف بعد از رهبری، از نظر شهید بهشتی دارای اهمیت زیادی هستند. نگاه پر اهمیتی که این متفکر بزرگ به جایگاه مدیر در نظام اجتماعی مبتنی بر دین دارد، از یکسو نمایش پرشکوهی است از قداست مدیریت و از سوی دیگر نشانگر خطیر بودن مسئولیتی است که مدیران برای اداره صحیح و عادلانه جامعه دارند.
ایمان و صداقت، اولین ویژگیهائی هستند که شهید بهشتی آنها را برای همه مدیران ضروری میداند. ایشان به دلیل اهمیتی که برای این دو شرط و همچنین تقوا قائل است، هرگونه خدشه در زمینه آنها را مردود دانسته و در پاسخ مارکسیستها که مشروط نمودن مسئولیت مدیریت به این امور را نوعی فاشیسم و ارتجاع میدانند، ضمن دفاع قاطعانه از این شرایط به دلیل اقتضاء تفکرمکتبی و لازمه اداره جامعه براساس تفکر دینی، تلاش مارکسیستها را نوعی نفاق میدانند زیرا علیرغم اینکه در جوامع مارکسیستی بیش از هرجای دیگر تکیه بر ایمان به اصول مارکسیسم شرط اصلی سپردن مدیریت و مسئولیت به افراد است، آنها کسانی را که سپردن مدیریت به افراد در جامعهای با نظام اجتماعی مبتنی بر دین را مشروط به ایمان و تقوا میدانند، به دفاع از فاشیسم و ارتجاع متهم میکنند.
عدالت، شرط دیگر مدیریت از نظر شهیدبهشتی است. ایشان در این زمینه ضمن تشریح نقش مهم عدالت مدیران در اداره صحیح جامعه میگوید:
"اسلام، روی این مطلب خیلی تکیه دارد. شرط عدالت دروالی، یک شرط غیرقابل اغماض است."
اطاعت از رهبری و هماهنگی مدیریتها در عمل به مکتب و حرکت در خط امامت، شرط دیگر مدیریت از نظر شهید بهشتی است. ایشان معتقدند با اینکه مسئولیتها با توجه به تفکیک قوا در قانون اساسی مشخص است، در عین حال مدیریتها یک مجموعه یک پارچه است:
"امام و امامت در نظام مدیریت جامعه ما، اصل است و همه چیز دیگر باید در پرتو این اصل پر شمول در جای خودش ساخته و شناخته شود و قرار گیرد. پس به این ترتیب، همه نهادهای حکومتی ما باید در خط امامباشند. رئیسجمهور و مجلس و قوه قضائیه و مسئولان نیروهای نظامی و انتظامی و همه باید در خط امام باشند."
شهیدبهشتی، در میدان عمل نیز خود بعنوان یکی از برجستهترین مدیران نظام جمهوری اسلامی پایبندی خود را به این اصل مهم به اثبات رساند. در جریان اختلافات شدیدی که میان نیروهای خط امام و طرفداران خط گرایش به غرب در سالهای 1359 و 1360 وجود داشت هنگامی که امام خمینی به منظور جلوگیری از تشنج، دستور سکوت دادند، شهیدبهشتی بیدرنگ به این فرمان امام عمل کردند و همه دوستان و همفکران خود را نیز دعوت به سکوت نمودند:
"من فقط یک توضیح دارم و آن اینست که ما معتقدان سرسخت به ولایت فقیه وامامت قاطع رهبر عالیقدرمان هستیم. ایشان فرمودهاند مطلقا در این زمینهها سخنی نگوئید و من تا ایشان اجازه ندهند یک کلمه هم سخن نخواهم گفت. ای امت فداکار و ای امام الهامبخش... بخدا سوگند که در برابر شما از طرح هرگونه جملهای که بوی اختلاف دهد، احساس شرم میکنم و به همین جهت تا آنجا که ضرورت ایجاب نکند و امام امت نخواهد، شعار من و یاران همفکر من، فقط یک شعار است آنهم آن سکوت الهام بخش وحدت، انشاالله."





