🔴فیلیپ کاتلر در کتاب خود به نام «کاتلر در مدیریت بازار» مینویسد:
یکی از مشکلات بسیاری از مدیران بازاریابی، استناد آنها به این دو برداشت نادرست ولی رایج از بازاریابی است:
🟩بازاریابی برابر است با فروش.
یادمان باشد، هر چند فروش، بخشی از مدیریت بازاریابی است، ولی بازاریابی مفهومی بس گستردهتر از فروش است. برای همین است که پیتر دِراکِر، پدر مدیریت مدرن، معتقد است: هدف بازاریابی، از بین بردن فروش است.
🔸منظور دِراکِر این است که باید با کشف نیازهای برآوردۀ نشدۀ مشتریان، محصول یا خدمتی را طراحی کنیم که آن قدر جذاب باشد که خودش بتواند خودش را بفروشد.
🔹بنابراین، بازاریابی برخلاف فروش، قبل از طراحی و عرضۀ محصول آغاز میشود و با فروختن آن به مشتری هم تمام نمیشود بلکه با تمرکز بر حفظ رابطه با مشتریان، ادامه مییابد.
🟦بازاریابی یک واحد اداری مثل بقیۀ واحدهاست.
درست است که بیشتر فعالیتهای بازاریابی در واحدی به نام بازاریابی متمرکزند، ولی چنان چه بازاریابی را به یک واحد اداری محدود کنیم، شرکتمان صدمۀ جبرانناپذیری را متحمل میشود.
🔸برای همین است که دیوید پاکارد، همبنیانگذار شرکت اِچپی، معتقد بود: بازاریابی چنان با اهمیت است که نمیتوان آن را به یک واحد سازمانی واگذار کرد.
🔹منظور پاکارد این بود که همۀ واحدهای شرکت میتوانند روی موفقیت یا شکست بازاریابی و به ویژه روی رضایت یا نارضایتی مشتریان شرکت اثر بگذارند.
---------
برچسبها: ایمان خسروی





