🔴بسیاری فکر میکنند نوآوری یعنی اختراع. اما پژوهشهای مدیریت نوآوری (از جمله نگاه پیتر دراکر) یک تعریف سادهتر و دقیقتر میدهند:
نوآوری = اختراع × تجاریسازی
🟢اختراع بدون تجاریسازی، نوآوری نیست و تجاریسازی بدون چیز جدید، فقط تکرار است.
🔵یک سوءتفاهم رایج مدیریتی:
ایده، بهتنهایی مزیت رقابتی نمیسازد. آنچه مزیت میسازد توان تبدیل ایده به ارزش اقتصادی است. بسیاری از شرکتهای موفق، مخترع نبودند. آنها بهتر از بقیه تجاریسازی کردند.
🟤مثالهای کلاسیک:
اپل، مخترع موس یا رابط گرافیکی نبود؛ اما آن را به بازار برد. گوگل، اولین موتور جستوجو نبود؛ اما آن را به مدل درآمدی تبدیل کرد.
🟠نکات مدیریتی:
۱. نوآوری الزاماً فناورانه نیست. نوآوری میتواند در مدل کسبوکار، قیمتگذاری، تجربه مشتری و کانال توزیع رخ دهد.
۲. مشتری «فناوری» نمیخرد، «معنا» میخرد. مطالعات رفتار مصرفکننده نشان میدهد مشتری به سادگی حل مسئله واکنش نشان میدهد، نه به پیچیدگی فنی.
۳. برنده کسی است که اصطکاک را کم کند. نوآوری موفق، هزینه ذهنی و عملی استفاده را کاهش میدهد. نه اینکه محصول را پیچیدهتر کند.
۴. نوآوری واقعی در مقیاس معنا پیدا میکند. تا وقتی چیزی رشد نکند و به بازار نرسد از نگاه مدیریت استراتژیک، «نوآوری» محسوب نمیشود.
🟡نوآوری، ایدهی درخشان نیست.
سیستمی است که ایده را به پول، رشد و مقیاس تبدیل میکند. اگر قرار است روی نوآوری سرمایهگذاری کنید از خودتان بپرسید: «این ایده چطور و کجا به ارزش اقتصادی تبدیل میشود؟» و اگر پاسخی ندارید، هنوز نوآوری اتفاق نیفتاده است.
---------
برچسبها: ایمان خسروی





